بهدلیل روشن و بدون پیچیدگی بودن، ساده برای فهمیدن یا رسیدگی کردن
مثالهای طبیعی
The installation process is straightforward once the account exists.
وقتی حساب ایجاد شده باشد، فرایند نصب سرراست است.
She gave us straightforward instructions for completing the form.
او دستورهای روشن و سادهای برای تکمیل فرم به ما داد.
The second option seems more straightforward than the first.
گزینهٔ دوم از اولی سرراستتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بر شفافیت و نبود پیچیدگی غیرضروری تأکید دارد، نه لزوماً سرعت یا کمزحمتی.
