معنی ۱neutral · 95%
روشی برنامهریزیشده برای رسیدن به یک هدف مشخص
مثالهای طبیعی
This strategy helps me remember new vocabulary.
این استراتژی به من کمک میکند واژگان جدید را به خاطر بسپارم.
The company developed a strategy for increasing sales.
شرکت یک استراتژی برای افزایش فروش تدوین کرد.
Students use different strategies for solving problems.
دانشآموزان برای حل مشکلات از استراتژیهای مختلف استفاده میکنند.
نکتهٔ کاربردی
برای توضیح هدف یا فعالیت از strategy for + noun یا -ing form استفاده کن.

