stream
A1اسم/US /striːm/ strēm; UK /striːm/ strēm/
مسیل، نهر، مسیل نهر
JadoLearn Dictionary
معنی stream به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مسیل، نهر، مسیل نهر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کنونی، جاری، سیاله
جریان داشتن، جاری کردن، تندروان شدن
ازدحام مردم، تازیدن، هجوم کردن
کشند داشتن، خیزآب
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.