قدرت جسمی یا ذهنی که به فرد یا چیزی امکان انجام کارهای دشوار را میدهد
مثالهای طبیعی
Regular exercise improves physical strength.
ورزش منظم قدرت بدنی را افزایش میدهد.
He lacked the strength to lift the box.
او قدرت کافی برای بلند کردن جعبه را نداشت.
She found the strength to continue.
او توان ادامه دادن را پیدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور قدرت بهطور کلی باشد، `Strength` معمولاً غیرقابلشمارش است.

