معنی ۱neutral · 90%
چیزی را قویتر کردن یا قویتر شدن
مثالهای طبیعی
The merger should strengthen the company's market position.
ادغام باید موقعیت شرکت را در بازار تقویت کند.
Regular exercise can strengthen your back muscles.
ورزش منظم میتواند عضلات کمرتان را تقویت کند.
Their friendship strengthened during the difficult months.
دوستی آنها در ماههای دشوار قویتر شد.
نکتهٔ کاربردی
بسته به بافت، مفعول میتواند جسمی، اجتماعی، سیاسی یا انتزاعی باشد.
