چیزی که به قویتر یا امنتر شدن کمک میکند.
مثالهای طبیعی
The coach recommended strengthening exercises.
مربی تمرینهای تقویتی توصیه کرد.
Are these strengthening treatments supported by evidence?
آیا شواهد علمی این درمانهای تقویتی را تأیید میکند؟
The government introduced strengthening measures for old bridges.
دولت اقداماتی برای مقاومسازی پلهای قدیمی اجرا کرد.
نکتهٔ کاربردی
strengthening اغلب پیش از exercises، measures یا work میآید و نقش صفت دارد.
