که به تلاش یا انرژی بدنی زیادی نیاز دارد.
مثالهای طبیعی
The strenuous ascent took nearly five hours.
صعود دشوار تقریباً پنج ساعت طول کشید.
Avoid strenuous exercise for the next few days.
تا چند روز آینده از ورزش سنگین خودداری کنید.
Today’s ride was more strenuous than yesterday’s.
دوچرخهسواری امروز از دیروز دشوارتر و پرزحمتتر بود.
نکتهٔ کاربردی
strenuous بر میزان تلاش لازم تأکید دارد، نه لزوماً خطرناکبودن فعالیت.
