معنی ۱neutral · 95%
احساس نگرانی یا فشار ناشی از موقعیتهای دشوار
مثالهای طبیعی
He is under stress at work.
او در محل کار تحت استرس است.
Exams can cause a lot of stress.
امتحانها میتوانند استرس زیادی ایجاد کنند.
Regular exercise can help reduce stress.
ورزش منظم میتواند به کاهش استرس کمک کند.
نکتهٔ کاربردی
stress در این معنا غیرقابلشمارش است؛ از much یا a lot of stress استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— تجربهٔ نگرانی یا فشار

