از فاجعه، بیماری یا اندوهِ شدید بهشدت آسیبدیدن و رنجکشیدن.
مثالهای طبیعی
Aid reached the drought-stricken villages before winter.
کمکها پیش از زمستان به روستاهای خشکسالیزده رسید.
She remained stricken with grief for months.
او ماهها گرفتار اندوهی جانکاه باقی ماند.
Rescuers approached the stricken ferry at dawn.
امدادگران هنگام سپیدهدم به کشتیِ مسافربریِ آسیبدیده نزدیک شدند.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیبهایی مانند drought-stricken یا grief-stricken، علتِ رنج پیش از stricken میآید و اغلب با خط تیره وصل میشود.
