اختلاف یا کشمکشِ جدی و ادامهدار میان افراد یا گروهها.
مثالهای طبیعی
Years of political strife weakened public institutions.
سالها کشمکش سیاسی نهادهای عمومی را تضعیف کرد.
The dispute left the neighbourhood riven by strife.
این اختلاف، محله را گرفتارِ شکاف و نزاع کرد.
Sectarian strife erupted after the disputed election.
پس از انتخاباتِ مورد اختلاف، درگیریهای فرقهای شعلهور شد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب دربارهٔ دورانی از خصومت اجتماعی یا سیاسی به کار میرود و معمولاً با شمارندههایی مانند many جمع بسته نمیشود.
