دورهای که کارکنان برای درخواست تغییرات عمداً کار را متوقف میکنند.
مثالهای طبیعی
The rail strike has delayed morning services.
اعتصاب کارکنان راهآهن سرویسهای صبح را به تأخیر انداخت.
Workers voted for a strike.
کارگران به اعتصاب رأی دادند.
The strike ended after three days.
اعتصاب پس از سه روز پایان یافت.
نکتهٔ کاربردی
Go on strike عبارت ثابتی است که در آن article نمیآید.
