پوشش، لایهٔ سطحی یا مادهٔ چسبیدهای را از چیزی جدا کردن
مثالهای طبیعی
Workers stripped the old paint from the doors.
کارگران رنگ قدیمی را از درها زدودند.
They strip the bark before processing the timber.
آنها پیش از فرآوری چوب، پوست آن را جدا میکنند.
The mechanic stripped the engine of damaged components.
مکانیک قطعات آسیبدیده را از موتور باز کرد و جدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی حذف لایه یا جزء اصلی است، از `strip something from a surface` یا `strip something of a layer/component` استفاده کنید.
