دارای قدرت بدنی زیاد یا توانایی زیاد برای بلند کردن یا جابهجا کردن چیزها.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
قوی
Deutsch
stark
Հայերեն
ուժեղ
uzhegh
مثالهای طبیعی
He is strong and healthy.
او قوی و سالم است.
She is strong enough to lift it.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /strɒŋ/آمریکایی: /strɔːŋ/
این واژه یکهجایی است و تکیه روی همان یک هجا قرار دارد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
قوی
Deutsch
stark
Հայերեն
ուժեղ
uzhegh
He is strong and healthy.
او قوی و سالم است.
She is strong enough to lift it.
او آنقدر قوی است که بتواند آن را بلند کند.
This player is stronger than me.
این بازیکن از من قویتر است.
Strong معمولاً برای توصیف افراد، حیوانات یا چیزهایی استفاده میشود که قدرت بدنی دارند یا میتوانند فشار و نیرو را تحمل کنند.
He is stronger to lift the box.
He is strong enough to lift the box.
برای بیان اینکه کسی توانایی کافی برای انجام کاری دارد، از strong enough استفاده کنید.
از strong برای افراد یا چیزهایی استفاده کنید که قدرت بدنی زیادی دارند. برای مقایسه دو سطح از قدرت، از stronger استفاده کنید.
کدام جمله قدرت بدنی را توصیف میکند؟
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
شدید
Deutsch
stark
Հայերեն
ուժեղ
uzhegh
The smell is very strong.
بو بسیار تند است.
She has strong opinions.
او عقاید محکمی دارد.
This medicine is strong.
این دارو قوی است.
Strong میتواند برای توصیف تأثیرهای قدرتمند، احساسات، باورها یا ویژگیها استفاده شود، نه فقط قدرت بدنی.
I have a strong think about it.
I have a strong opinion about it.
برای بیان یک باور محکم، از strong همراه با opinion استفاده کنید.
Strong میتواند چیزهایی را توصیف کند که تأثیر زیادی دارند، مانند بوها، عقاید یا احساسات.
کدام جمله از strong برای یک تأثیر یا ویژگی استفاده میکند؟