معنی ۱neutral · 90%
اتاق یا ساختمانی که در آن هنر، موسیقی، عکاسی، فیلم یا محتوای رسانهای تولید میشود
مثالهای طبیعی
The band recorded the song in a studio.
گروه آهنگ را در یک استودیو ضبط کرد.
She works in a photography studio.
او در یک استودیوی عکاسی کار میکند.
The company owns three television studios.
شرکت سه استودیوی تلویزیونی دارد.
نکتهٔ کاربردی
`Studio` قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— فضایی که برای ضبط صدا آماده شده است

