کسی که وقت زیادی را با جدیت صرف درسخواندن و یادگیری میکند.
مثالهای طبیعی
Her studious approach impressed the science teacher.
رویکرد جدی و درسخوان او معلم علوم را تحت تأثیر قرار داد.
He became more studious after his first semester.
او پس از ترم اول درسخوانتر شد.
My sister is studious but also loves team sports.
خواهرم خیلی اهل مطالعه است، اما ورزشهای تیمی را هم دوست دارد.
نکتهٔ کاربردی
studious از تعهد به مطالعه خبر میدهد، نه از نمره یا هوش فرد؛ ممکن است کسی درسخوان باشد اما بالاترین نمره را نگیرد.
