وقت صرف کردن برای یادگیری یک درس یا آماده شدن برای یک آزمون.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
درس خواندن
Deutsch
lernen
Հայերեն
սովորել
sovorel
مثالهای طبیعی
I study English every day.
من هر روز انگلیسی میخوانم.
She studies for her exam.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈstʌdi/آمریکایی: /ˈstʌdi/
این فعل دوهجایی است و تکیه روی هجای اول قرار میگیرد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
درس خواندن
Deutsch
lernen
Հայերեն
սովորել
sovorel
I study English every day.
من هر روز انگلیسی میخوانم.
She studies for her exam.
او برای امتحانش درس میخواند.
They study science at school.
آنها در مدرسه علوم میخوانند.
وقتی کسی برای یادگیری یا آماده شدن وقت صرف میکند، از study استفاده کن. برای یادگیری یک درس از study + subject و برای آماده شدن برای امتحان یا آزمون از study for + exam/test استفاده کن.
I study for English every day.
I study English every day.
وقتی دربارهٔ یادگیری یک درس صحبت میکنی، از study + subject استفاده کن. برای آماده شدن برای امتحان یا آزمون، از study for + exam/test استفاده میشود.
Study یعنی وقت صرف کردن برای یادگیری یا آماده شدن. تغییرات املایی را به خاطر بسپار: study → studies، studied، اما studying.
جملهٔ درست را انتخاب کن.