معنی ۱neutral · 85%
کوتاه و ضخیم، بهویژه با ظاهری کمی نامتناسب یا گرد.
مثالهای طبیعی
The tortoise moved steadily on its stumpy legs.
لاکپشت روی پاهای کوتاه و کلفتش با گامهایی یکنواخت حرکت میکرد.
A stumpy trunk supported a wide crown.
تنهای کوتاه و کلفت، تاجی گسترده از شاخهها را نگه میداشت.
The new model looks stumpier than the original.
مدل جدید از نمونهٔ اصلی کوتاهتر و کلفتتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
stumpy بیشتر برای تناسبِ کوتاه و ضخیم در پا یا تنهٔ درخت استفاده میشود و میتواند ظاهری کمی ناهنجار را القا کند.
