معنی ۱neutral · 88%
روش یا شکل مشخصی که چیزی ظاهر میشود، ساخته میشود یا انجام میگیرد.
مثالهای طبیعی
I like the style of this chair.
من سبک این صندلی را دوست دارم.
Her style is simple and modern.
سبک او ساده و مدرن است.
This shop sells clothes in many styles.
این فروشگاه لباسها را در سبکهای مختلف میفروشد.
نکتهٔ کاربردی
Style اغلب برای توصیف روش مشخصی که چیزی ظاهر یا طراحی شده است استفاده میشود. برای صحبت دربارهٔ یک چیز خاص از style of استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— روشی که یک فرد معمولاً لباس میپوشد یا خودش را نشان میدهد
