معنی ۱neutral · 88%
در مرحلهای با طول دورهٔ میانی میان وضعیت حاد و بیماری مزمن پدیدآمده یا ادامهدار.
مثالهای طبیعی
The clinic treats people with subacute back pain.
این درمانگاه افراد دچار کمردردِ تحتحاد را درمان میکند.
Her symptoms had entered a subacute phase by the second week.
تا هفتهٔ دوم، علائم او وارد مرحلهٔ تحتحاد شده بودند.
Is the inflammation still acute, or has it become subacute?
آیا التهاب هنوز حاد است یا به مرحلهٔ تحتحاد رسیده است؟
نکتهٔ کاربردی
عمدتاً در مراقبتهای پزشکی برای بیان سیر زمانی بیماری به کار میرود؛ صرفاً بهمعنای بیخطر یا خفیف نیست.
