معنی ۱neutral · 86%
زیرگروهی درون یک دستهٔ بزرگتر که اعضایش ویژگیهای مشترکی دارند.
مثالهای طبیعی
Each subclass contains books with a particular focus.
هر زیررده شامل کتابهایی با موضوعی مشخص است.
The survey identified three subclasses of online shoppers.
این نظرسنجی سه زیرگروه از خریداران آنلاین را شناسایی کرد.
This subclass belongs to a much larger classification.
این زیررده در یک طبقهبندی بسیار گستردهتر جای میگیرد.
نکتهٔ کاربردی
subclass برای تقسیمبندی سلسلهمراتبی استفاده میشود؛ یک subclass همیشه به دستهٔ والدِ بزرگتری تعلق دارد.
