دارای رتبهٔ پایینتر یا اختیار کمتر نسبت به شخص یا سمت دیگر
مثالهای طبیعی
Subordinate officers reported directly to the commander.
افسران زیردست مستقیماً به فرمانده گزارش میدادند.
Her position is subordinate to the director’s.
جایگاه او از نظر سازمانی تابع مدیر است.
The department includes three subordinate teams.
این اداره سه گروه زیرمجموعه دارد.
نکتهٔ کاربردی
نقش subordinate رتبهٔ پایینتری دارد؛ subordinate to مقام بالاتر را مشخص میکند. اسم a subordinate یعنی کارمند زیردست.
