رخداده یا موجود پس از رویداد یا زمانی که قبلاً ذکر شده است
مثالهای طبیعی
Subsequent tests confirmed the original result.
آزمایشهای بعدی نتیجهٔ اولیه را تأیید کردند.
The subsequent merger created a much larger company.
ادغام بعدی شرکت بسیار بزرگتری ایجاد کرد.
Events subsequent to the agreement raised new concerns.
رویدادهای پس از توافق نگرانیهای تازهای ایجاد کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Subsequent` از `later` رسمیتر است و اغلب در گزارشها، نوشتههای دانشگاهی و توصیفهای رسمی دیده میشود.
