معنی ۱neutral · 90%
از نظر مقدار، اندازه یا درجه بزرگ و بنابراین مهم و قابلتوجه
مثالهای طبیعی
The project requires a substantial initial investment.
این پروژه به سرمایهگذاری اولیهٔ قابلتوجهی نیاز دارد.
A substantial extension was added to the original building.
یک بخش الحاقی بزرگ و قابلتوجه به ساختمان اصلی افزوده شد.
The second study found a more substantial improvement.
مطالعهٔ دوم بهبود قابلتوجهتری را نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
`substantial` رسمیتر از `big` است و اغلب تأکید میکند که اندازه یا مقدار آنقدر زیاد است که اهمیت دارد.
