به میزان زیاد یا قابلتوجه
مثالهای طبیعی
Operating costs fell substantially after the system upgrade.
پس از ارتقای سیستم، هزینههای عملیاتی بهطور قابلتوجهی کاهش یافت.
The revised agreement is substantially different from the draft.
قرارداد اصلاحشده بهطور قابلتوجهی با پیشنویس متفاوت است.
Productivity has substantially improved since the workflow changed.
از زمان تغییر گردش کار، بهرهوری بهطور قابلتوجهی بهتر شده است.
نکتهٔ کاربردی
`substantially` در نوشتار رسمی، دانشگاهی، تجاری و تحلیلی رایج است، بهویژه وقتی میزان تغییر یا تفاوت مهم باشد.
