در امتداد دو خطِ سازندهٔ یک زاویه قرار گرفتن و اندازهٔ آن زاویه را از نقطهای معین تعیین کردن.
مثالهای طبیعی
This chord subtends an angle at the circle's center.
این وتر در مرکز دایره زاویهای ایجاد میکند.
The moon subtends an angle of roughly half a degree.
ماه زاویهای در حدود نیم درجه را در میدان دید میپوشاند.
A wide screen subtends a smaller angle from the back row.
یک صفحهنمایش عریض از ردیف عقب، زاویهٔ دید کوچکتری میسازد.
نکتهٔ کاربردی
امروزه بیشتر در هندسه و توصیف اندازهٔ ظاهری اجسام از زاویهٔ دید مشخص به کار میرود.
