معنی ۱neutral · 85%
واقع در زیر سطح زمین یا رخدهنده در آنجا.
مثالهای طبیعی
The explorers followed a subterranean river through the cave.
کاوشگران درون غار مسیر رودخانهای زیرزمینی را دنبال کردند.
A subterranean tunnel connects the two stations.
تونلی زیرزمینی دو ایستگاه را به هم متصل میکند.
The storage chamber is entirely subterranean.
اتاقِ انبار کاملاً زیر سطح زمین قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
subterranean بیشتر در نثر توصیفی، جغرافیا و معماری استفاده میشود و به موقعیت واقعیِ زیر زمین اشاره دارد.
