معنی ۱neutral · 86%
عددی یا مقداری را از عدد یا مقدار دیگر کاستن تا باقیمانده معلوم شود.
مثالهای طبیعی
Subtract four from nine to get five.
چهار را از نه کم کنید تا پنج به دست آید.
The cashier subtracted the discount from the total.
صندوقدار مبلغ تخفیف را از جمع کل کم کرد.
We subtracted two points for each wrong answer.
برای هر پاسخ اشتباه دو امتیاز کم کردیم.
نکتهٔ کاربردی
ترتیب اعداد مهم است: subtract 4 from 9 یعنی ۹ منهای ۴، نه ۴ منهای ۹.
