مبلغی پول که نهادی برای حمایت از پروژه یا سازمانی میپردازد.
مثالهای طبیعی
The film received a subvention from the regional arts council.
این فیلم از شورای منطقهای هنر کمکهزینهای دریافت کرد.
Several subventions kept the archive open through the winter.
چند کمکهزینه باعث شدند آرشیو در طول زمستان باز بماند.
Without a subvention, the independent theatre might close.
بدون کمکهزینهٔ حمایتی، ممکن است تئاتر مستقل تعطیل شود.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمی در بحث تأمین مالی است، بهویژه دربارهٔ حمایت مالی دولت یا نهادها.
