یک نظام، مرجع قدرت یا اصل تثبیتشده را تضعیف کردن و بنیان آن را از کار انداختن.
مثالهای طبیعی
Secret payments can subvert the fairness of elections.
پرداختهای مخفیانه میتواند سلامت انتخابات را مخدوش کند.
Managers must not subvert the complaints process.
مدیران نباید روند رسیدگی به شکایتها را از هدف اصلیاش منحرف کنند.
Corruption gradually subverted trust in local institutions.
فساد بهتدریج اعتماد به نهادهای محلی را تضعیف کرد.
نکتهٔ کاربردی
subvert a process یعنی در هدف یا قواعد بنیادی یک فرایند اختلال ایجادکردن؛ از انتقاد صرف شدیدتر است.
