معنی ۱neutral · 95%
به چیزی که میخواهی رسیدن یا کاری را با موفقیت انجام دادن.
مثالهای طبیعی
She succeeded in passing the exam.
او موفق شد در امتحان قبول شود.
He succeeded at his new job.
او در شغل جدیدش موفق شد.
We succeeded after many attempts.
پس از تلاشهای زیاد موفق شدیم.
نکتهٔ کاربردی
برای کاری که با موفقیت انجام میدهی از succeed in + -ing استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— در انجام کاری موفق شدن

