معنی ۱neutral · 95%
رسیدن به نتیجهای که خواسته یا برنامهریزی شده است
مثالهای طبیعی
The event was successful despite the rain.
رویداد با وجود باران موفقیتآمیز بود.
She runs a successful small business.
او یک کسبوکار کوچک موفق را اداره میکند.
Our second attempt was more successful than the first.
تلاش دوم ما از تلاش اول موفقتر بود.
نکتهٔ کاربردی
برای افراد، برنامهها، رویدادها، کسبوکارها یا تلاشهایی که به نتیجهٔ موردنظر میرسند از successful استفاده کن.

