معنی ۱neutral · 90%
به شیوهای که نتیجهٔ موردنظر یا مطلوب را به دست میآورد
مثالهای طبیعی
The team successfully completed the project.
تیم پروژه را با موفقیت به پایان رساند.
The patient was successfully treated.
بیمار با موفقیت درمان شد.
We installed the software successfully.
نرمافزار را با موفقیت نصب کردیم.
نکتهٔ کاربردی
`Successfully` عملی را توصیف میکند که به نتیجهٔ موردنظر رسیده است.
ترکیبهای رایج
— چیزی را با نتیجهٔ مطلوب به پایان رساندن
