مجموعهای از افراد، چیزها یا رویدادهایی که بهترتیب یکی پس از دیگری میآیند
مثالهای طبیعی
A succession of managers tried to reorganize the division.
چند مدیر پیاپی تلاش کردند این بخش را بازسازماندهی کنند.
The team won five matches in succession.
تیم پنج مسابقه را پیاپی برد.
Three alarms sounded in rapid succession.
سه هشدار با فاصلهٔ کمی از هم و پشت سر هم به صدا درآمدند.
نکتهٔ کاربردی
`a succession of` بر یک مجموعه تأکید دارد، در حالی که `in succession` بر ترتیب پیاپی تأکید میکند.
