در یک توالی پیوسته، یکی پس از دیگری قرار گرفتن
مثالهای طبیعی
Revenue increased for four successive quarters.
درآمد در چهار فصل مالی پیاپی افزایش یافت.
Successive governments failed to resolve the housing shortage.
دولتهای پیاپی نتوانستند کمبود مسکن را حل کنند.
The method produced consistent results in successive trials.
این روش در آزمونهای پیاپی نتایج ثابتی ایجاد کرد.
نکتهٔ کاربردی
`successive` یعنی متوالی و پشت سر هم؛ با `successful` به معنی موفق اشتباه نشود.
