شخص یا چیزی که پس از دیگری در یک شغل، مقام، نقش یا توالی میآید
مثالهای طبیعی
The board named her as successor to the chief executive.
هیئتمدیره او را بهعنوان جانشین مدیرعامل معرفی کرد.
The new model is a faster successor to its predecessor.
مدل جدید جانشین سریعتری برای مدل قبلی است.
His successors gradually reversed several of his policies.
جانشینان او بهتدریج چند سیاستش را معکوس کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای نام بردن از شخص، نقش یا محصول قبلی از `successor to + person/role/product` استفاده کنید.
