کسی که بهآسانی فریب میخورد و چیزی را باور میکند یا میخرد.
مثالهای طبیعی
He felt like a sucker after the scam.
او پس از آن کلاهبرداری احساس میکرد سادهلوح بوده است.
They treated customers as suckers.
آنها مشتریان را آدمهای زودباور فرض میکردند.
Are you a sucker for misleading advertisements?
آیا تبلیغات گمراهکننده بهراحتی تو را گول میزنند؟
نکتهٔ کاربردی
sucker واژهای غیررسمی است و اگر خطاب به کسی گفته شود میتواند توهینآمیز باشد.
