معنی ۱formal · 86%
باعث عرقکردن بدن میشود.
مثالهای طبیعی
The herbalist described the mixture as sudorific.
گیاهدرمانگر این ترکیب را عرقآور توصیف کرد.
Some old manuals recommended sudorific teas for fever.
بعضی کتابهای راهنمای قدیمی برای تب، دمنوشهای عرقآور توصیه میکردند.
This remedy is sudorific, not merely warming.
این دارو عرقآور است، نه صرفاً گرمکننده.
نکتهٔ کاربردی
واژهای کمکاربرد است که بیشتر در بحث داروها و درمانهای سنتی دیده میشود؛ این صفت تنها به اثر تعریقآوری اشاره دارد، نه ایمنی یا اثربخشی درمان.
