درد و رنج جسمی یا عاطفی
مثالهای طبیعی
The conflict caused enormous suffering among civilians.
درگیری باعث رنج بسیار زیادی در میان غیرنظامیان شد.
Treatment can reduce suffering in seriously ill patients.
درمان میتواند رنج بیماران بهشدت بیمار را کاهش دهد.
The report describes widespread human suffering after the floods.
گزارش رنج گستردهٔ انسانی پس از سیلها را توصیف میکند.
نکتهٔ کاربردی
هنگام صحبت دربارهٔ درد یا ناراحتی بهعنوان یک وضعیت کلی، `suffering` معمولاً غیرقابلشمارش است.

