از نظر مقدار، کیفیت یا درجه بهاندازهٔ کافی برای یک هدف مشخص
مثالهای طبیعی
We do not have sufficient evidence to proceed.
برای ادامهٔ کار شواهد کافی نداریم.
The documents provided are sufficient for the application.
مدارک ارائهشده برای درخواست کافی هستند.
Two weeks should be sufficient to finish the work.
دو هفته باید برای تمامکردن کار کافی باشد.
نکتهٔ کاربردی
`Sufficient` کمی رسمیتر از `enough` است و اغلب در بافتهای حرفهای یا دانشگاهی دیده میشود.
