معنی ۱neutral · 95%
ایده یا برنامهای که برای بررسی به کسی ارائه میشود
مثالهای طبیعی
Maya made a useful suggestion during the meeting.
مایا در طول جلسه پیشنهاد مفیدی داد.
Do you have a suggestion for a good hotel?
برای یک هتل خوب پیشنهادی داری؟
We discussed all the suggestions before deciding.
پیش از تصمیمگیری همهٔ پیشنهادها را بررسی کردیم.
نکتهٔ کاربردی
از make a suggestion استفاده کن، نه do a suggestion.
ترکیبهای رایج
— ایدهای را برای بررسی پیشنهاد دادن

