معنی ۱neutral · 95%
مجموعهای هماهنگ از لباس رسمی، معمولاً شامل کت و شلوار یا کت و دامن
مثالهای طبیعی
He wore a dark suit to the interview.
او برای مصاحبه یک کتوشلوار تیره پوشید.
The suit fits him perfectly.
کتوشلوار کاملاً اندازهٔ اوست.
This store sells men's suits upstairs.
این فروشگاه در طبقهٔ بالا کتوشلوار مردانه میفروشد.
نکتهٔ کاربردی
suit معمولاً از بخشهای هماهنگ لباس رسمی تشکیل میشود و معمولاً شامل کت است.
ترکیبهای رایج
— کتوشلوار رسمی برای محیط کار

