برای نیازها یا برنامههای یک شخص مناسب یا قابلقبول بودن
مثالهای طبیعی
Does Friday afternoon suit you?
بعدازظهر جمعه برایت مناسب است؟
The earlier train suits us better.
قطار زودتر برای ما مناسبتر است.
Flexible hours suit her lifestyle.
ساعت کاری انعطافپذیر با سبک زندگی او سازگار است.
نکتهٔ کاربردی
`Suit` در انگلیسی شخص را مستقیماً بهعنوان مفعول میگیرد.

