suitable
C1صفت/US /sˈuːtəbəl/ SO͞OT-əb-əl; UK /sˈuːtəbəl/ SO͞OT-əb-əl/
فراخور، برازنده، درخور
JadoLearn Dictionary
معنی suitable به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فراخور، برازنده، درخور
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خوب، بجا، زیبنده
سوار کنی، پرو
دلجو، سازگار، متوافق
صلاحیتدار، لایق، صالح
کارگزار، مکاتبه کننده، مخبر
سازگار
بیواکه، همخوان
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.