معنی ۱neutral · 90%
مناسب یا شایسته برای یک شخص، هدف یا موقعیت مشخص
مثالهای طبیعی
She is suitable for the position.
او برای این موقعیت شغلی مناسب است.
These shoes aren't suitable for hiking.
این کفشها برای کوهنوردی مناسب نیستند.
This room is more suitable for meetings.
این اتاق برای جلسهها مناسبتر است.
نکتهٔ کاربردی
از `suitable for + noun/-ing` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— مناسب برای یک شخص یا هدف مشخص

