فقط نکات اصلی گزارش یا موضوع طولانی را ارائهدهنده
مثالهای طبیعی
The board requested a summary statement of results.
هیئتمدیره درخواست گزارشی خلاصه از نتایج کرد.
We prepared a summary table for each experiment.
برای هر آزمایش جدولی خلاصه تهیه کردیم.
The chair gave summary remarks before the vote.
رئیس پیش از رأیگیری چند نکتهٔ جمعبندی بیان کرد.
نکتهٔ کاربردی
summary در نقش صفت معمولاً پیش از اسم است، مانند summary report؛ برای خود متن کوتاهشده از اسم a summary استفاده میشود.
