مناسب هوای گرم تابستان یا یادآور آن.
مثالهای طبیعی
She wore a summery cotton dress.
او پیراهن نخی تابستانی پوشیده بود.
The restaurant had a bright, summery atmosphere.
رستوران فضایی روشن و تابستانی داشت.
Does this fragrance smell too summery for winter?
آیا بوی این عطر برای زمستان بیشازحد تابستانی است؟
نکتهٔ کاربردی
summery حسوحال تابستانی دارد؛ با summary به معنی خلاصه متفاوت است.
