معنی ۱informal · 86%
کسی که تعمیرات و نگهداری ساختمان آپارتمانی را مدیریت میکند.
مثالهای طبیعی
Ask the super to fix the radiator.
از مسئول ساختمان بخواه رادیاتور را تعمیر کند.
Our super showed us the basement.
سرایدار ساختمان زیرزمین را به ما نشان داد.
The super arrives every Tuesday morning.
مسئول ساختمان هر سهشنبه صبح میآید.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در انگلیسی آمریکای شمالی به کار میرود؛ صورت کامل آن superintendent است.
ترکیبهای رایج
— مسئول نگهداری ساختمان مسکونی
