معنی ۱neutral · 90%
از نظر کیفیت، مهارت، عملکرد یا ظاهر بهطور استثنایی خوب
مثالهای طبیعی
The restaurant served a superb seasonal menu.
رستوران یک منوی فصلی عالی سرو کرد.
Her final presentation was absolutely superb.
ارائهٔ نهایی او واقعاً فوقالعاده بود.
We enjoyed superb views across the valley.
از چشماندازهای عالی سراسر دره لذت بردیم.
نکتهٔ کاربردی
`Superb` از `good` یا `very good` قویتر است و هم در مکالمه و هم در نقدهای سنجیده مناسب است.
