superintendent
C1صفت/US /sˌuːpɚəntˈɛndənt/ so͞op-ər-ənt-ĔND-ənt; UK /sˌuːpɚəntˈɛndənt/ so͞op-ər-ənt-ĔND-ənt/
ناظم
JadoLearn Dictionary
معنی superintendent به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ناظم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بازرس، بازپرس، بازبینی کننده
سرکار
رئیس، مدیرعامل، مدیر
مدیرعامل، هدایت کننده، مقام ریاست
موزه دار
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.