یک فروشگاه بزرگ که مردم در آن غذا، نوشیدنی و وسایل روزمره میخرند.
مثالهای طبیعی
I buy food at the supermarket every Saturday.
من هر شنبه از سوپرمارکت غذا میخرم.
There is a supermarket near my house.
یک سوپرمارکت نزدیک خانهٔ من وجود دارد.
Supermarkets usually sell fruit, bread, and milk.
سوپرمارکتها معمولاً میوه، نان و شیر میفروشند.
نکتهٔ کاربردی
برای یک فروشگاه بزرگ سلفسرویس که انواع مواد غذایی و محصولات خانگی را میفروشد از supermarket استفاده میکنیم.
